![]() |
![]() |
|
|
5 تا از جدید ترین آهنگ های زد بازی همراه متنشون برای دانلود در حالت معمول روی هر فایل کلیک چپ کنید. اگر در دانلود هر کدام از فایل ها مشکل داشتین save target as کنید یا لینک فایل را در یک دانلود منیجر کپی کنید دانلود آهنگ زندگی منه دانلود متن زندگی منه (پی دی اف) Zeddegie mane.pdf download Zeddegie mane.mp3 دانلود آهنگ زمین صافه دانلود متن زمین صافه (پی دی اف) Zamin safe.pdf download Zamin safe.mp3 download دانلود آهنگ شهر تاریک دانلود متن شهر تاریک (پی دی اف) Shahre tarik.pdf download Shahre tarik.mp3 download دانلود آهنگ گیتار کولی دانلود متن گیتار کولی (پی دی اف) Guitare koli.pdf download Guitare koli.mp3 download دانلود آهنگ چونکه دیوونتم دانلود متن چونکه دیوونتم (پی دی اف) Chonke divoonatam.pdf download Chonke divoonatam.mp3 |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 23:36 توسط پدرام |
|
![]() zed bazi زدبازی نام یکی از گروههای رپ فارسی است که در لندن فعالیت میکند. سامان ویلسون و مهراد هیدن از حدود 6 سال پیش با هم در یک دبیرستان در تهران تحصیل میکردند و همین زمینهٔ آشنایی این دو ، باعث شکل گیری این گروه شد. این دو بعداً در یک مهمانی با سهراب ام جی آشنا شدند. آنها در آهنگهایشان چنین ادعا میکنند که بهترین گروه رپ ایرانی هستند. ولی با وجود اینکه فعالیتهای گروههای رپ ایرانی عمدتاً به صورت زیرزمینی است این ادعای آنها چندان اثباتپذیر نیست. سه خوانندهٔ گروه که نامشان در آهنگها آورده شده عبارتاند از:سامان ویلسون (Wilson) سهراب امجی (MJ):سلطان دود. اسم او مخفف Master Of Joint است. مهراد هیدن (Hidden) این گروه تا به حال حدود ۳۰ آهنگ به صورت تکی ساختهاند اما در چند ماه گذشته درصدد ساخت اولین آلبوم منسجم خود هستند. آخرین آهنگی را که ساختهاند «زمين صافه» نام دارد که همراه با علیرضا جیجی و سیجیل و نسیم خوانده شده ولی سامان ویلسون در آهنگ نمیخواند.(ارديبهشت 1388) همچنین سیاوش سیجل(Sijal) و علیرضا جی جی(JJ) دو عضو افتخاری گروه بودند ، که در بعضی از آهنگها با زد بازی مشارکت داشتهاند. در واقع این دو نفر در فرانسه خود مشغول به ضبط آهنگ اند.(برنامه شب هفتم از بی بی سی پرشین_سوم نوامبر۲۰۰۶) و اخیرا به جمع این گروه پیوستهاند همچنین نسیم به عنوان هم خوان با این گروه همکاری میکند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:37 توسط پدرام |
|
|
رپ این سبک
موسیقی که در دهه ۱۹۶۰ توسط سیاهپوستان آمریکایی در برانکس Bronx (واقع در نیو یورک) بوجود آمد
نوعی سلاح مبارزه جوانان سیاه با تبعیض های نژادی رایج در آن زمان بود و به همین
دلیل بود که به خاطر بیان مشکلات زندگی در گِتو ها (جایی برای زندگی مردمی که جزو
اقلیت یک شهر به حساب می آیند) به موسیقی گتو نیز شهرت دارد. گرچه همواره سیاهپوستان
را صاحبان موسیقی رپ میدانند اما نمیتوان از نقش آمریکایی های لاتینی تبار در زنده
نگه داشتن این سبک چشم پوشی کرد ، در ثانی رپ در دنیای امروز از چار چوبی که آنرا
منحصراً مربوط به سیاهپوستان می ساخت خارج شده و به یک شیوه اعتراض برای جوانان
جهان تبدیل شده ؛ در واقع هر جا که جوان ها هستند و هر کجا که نارضایتی وجود دارد
رپ هم بعنوان یک شیوه اعتراض که در قالب موسیقی و در دل کلماتی که به سرعت و پشت
سر هم پیاده می شوند نهفته است ٫ در آنجا حضور دارد. رپ و هیپ هاپ حال حاضر آمریکا هر چند رپ
و هیپ هاپ در آمریکای امروز هنوز هم لهن تلخ و تمسخر آمیز اعتراضی خود را حفظ کرده
اما دیگر درباره مباحثی که در آغاز تولد خود به آنها می پرداخت سخنی به میان نمی
آورد یا حد اقل ٫ به ندرت درباره آن ها سخن می گوید ؛ گویا آرزوی دکتر لوتر کینگ
در مورد برابری حقوق سیاهان و سفید پوست ها ؛ لا اقل در مورد رپر ها در حد زیادی
به تحقق رسیده ، چون محور اصلی موسیقی رپ و هیپ هاپ در آمریکای حال حاضر را گنگستا
رپ (Gangsta Rap)
و تا حدود زیادی هاردکور رپ (Hardcore
Rap) تشکیل میدهد به عبارت ساده تر امروزه مباحث اصلی این موسیقی را
سکس ، مواد مخدر ، قانون شکنی و در مجموع هر مبحث دیگری که باعث می شود والدین
فرزندان خود را از گوش دادن به این موسیقی منع کنند ؛ شاید امروزه بتوان رپ را فقط
متعلق به بزرگ تر ها نامید اما در این میان گروه هایی مثل Native Deen و رپر هایی که سبک Christian Rap را دنبال می کنند
تلاشی هر چند بی فایده برای جلوگیری از این امر میکنند اما با وضعی که امروز بر دنیای
رپ و هیپ هاپ حاکم است شاید تنها می توان آن ها را رپرهایی متعلق به دنیای کوچک تر
ها دانست. فرهنگ رپ فرهنگ رپ
، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از
آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است. RAP فرهنگ كوچه و خيابان
است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را بخود جلب
ميكند. نقاشيهاي بسيار هنرمندانه و مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، شعارنويسي با خط
مخصوص، رقص هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از
فرهنگ RAP
هستند. كلام موسيقي RAP
با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا ميشوند، و ضربي
قوي آنرا همراهي ميكند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش گونه
اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بيسابقه بر
شنونده بر مي انگيزد. موسيقي RAP
از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا
حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه
سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي
بزرگ نظير نيويورك شدند. آنها كار در مزارع را رها كرده و به پرولتر تبديل گشتند.
اما اگر به ريشه ها و ماخذ اين موسيقي باز گرديم به غرب آفريقا و سرود هاي ستايش
ساوانا مي رسيم. در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهائي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي
را بشكل ترانه و نقالي اجراء ميكنند و اين بسيار به RAP شبيه است. موسيقي RAP از طريق محلات فقير
نشين نيويورك كه محل تلاقي توده مهاجر جزاير كارائيب با توده سياه ميباشد، بر
موسيقي رگه تاثير نهاده است. اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات
انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر
شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بود و دريچه اي از آگاهي
پرولتري و دورنماي انقلابي را برويشان گشوده بود، در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي
طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق
العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه
به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد
پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه
ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله هاي
نيويورك بحساب ميآمد. گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت. موسيقي خياباني RAP كه نخست توسط گروههاي
كوچك سياه پوست در محدوده محلات اجرا مي شد از سال 1979 پا بعرصه بازار موسيقي
گذاشت. افشاگري ازRAP
هاي ارتجاعي و تجارتي يكي از وظايف خوانندگان مترقي و انقلابي RAP، و در قالب ترانه هاي
RAP است. اين كار را RAP خوانهاي انقلابي نظير
" دي" بارها انجام داده اند. مثلا در سال 1979، ترانه اي تجارتي خوانده
شد كه در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و كاري بدرد بقيه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛
" دي" ترانه اي تحت عنوان "چگونه ملت سياه را بپا خيزانيم؟"
خواند و در آن، خطاب به سرايندگان آن ترانه تجارتي چنين گفت: جشن تو ميتواند بزودي
زود خاتمه يابد، وقتي كه آنها، يكروز بعد از ظهر، بقول خودشان "سياه برزنگي
ها" را بخط كنند پس در حاليكه تو شب را به صبح ميرساني، اين مملكت بيشتر و
بيشتر دست راستي ميشود بنابراين يا از الان خودت را آماده كن يا راه فرار در پيش
بگير، چرا كه در دولت پليسي، هيچ جشني در كار نخواهد بود اگر چه طي سالهاي اخير،
بسياري از موسيقيدانان ارتجاعي از اين سبك در پاره اي از آثار خود استفاده كرده
اند، اما جوهر و روح شورشگرRAP
همچنان در وجود گروههاي ياغي ضد سيستم، در محلات فقير نشين و محافل سياسي و غير
قانوني امريكا زنده است در اينجا قسمتي از نخستين ترانه RAP اعتراضي كه از معروفيتي بين
المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را ميخوانيم. اين ترانه از آثار
"گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت
شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه است. دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم، چرا
كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده ميكوشم به سيم آخر
نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب ميكنم كه چگونه ميتوان جان
سالم بدر برد. رپ فراتر از موسیقی رپ ترکیبی
است از کلام (قوی) و موسیقی (ضعیف)، سخنی است که برای بیان بهتر خود سعی می کند از
ابزار موسیقی بهره بگیرد. کافی است
به چند نمونه از موسیقی رپ توجه کنید تا بتوانید به پیوندی که این سبک موسیقی در
آن واحد با فرهنگهای مختلف در خود ایجاد می کند پی ببرید، به همین دلیل این سبک
خاص از موسیقی (اگر بتوان به آن موسیقی گفت!) امروزه در میان انواع سبکهای موسیقی
بصورت منحصربفرد و تا حدی مجزا قرار گرفته است. شاید در یک جمله بتوان رپ را در حقیقت
ترکیب (یا ملغمه ای) از فرهنگ آفریقایی - آمریکایی بتوان نامید. زمانیکه
ادعا می کنیم موسیقی وسیله پیوند تک تک افرادی است که بر روی این کره خاکی زندگی می
کنند، رپ را می توان نوعی از موسیقی دانست که افراد هم خون و هم نژاد را بدون در
نظر گرفتن اینکه دوست یا دشمن هستند، بیش از هر چیز به یکدیگر مرتبط می کند. همین نکته
می تواند عاملی باشد که رپ را تا حد زیادی از موسیقی - حتی پاپ - جدا می کند چرا
که تاکید رپ بیش از حد بر گفتار و معنی آن است. اما هر آنچه هست در موسیقی رپ جذابیتی
وجود دارد که نسل امروز به دنبال آن می رود. انگار رمز و یا گیرایی خاصی دارد که
نسل قبل آنرا درک نمی کنند. برای
افرادیکه با موسیقی رپ ارتباط نژادی ندارند معمولا طرز بیان و سرعت ادای کلمات در
این سبک، بسیار سریعتر از آن است که قابل تشخیص و تفهیم باشد. به همین دلیل برخی
کارشناسان رپ را موسیقی ای می دانند که تنها برای افراد بومی می تواند مفید و
مناسب باشد. رپ را می
توان نوعی تعبیر و ترجمه زبان معاصر شهری، جهت اعلام مخالفت تلقی نمود. بنابراین
مانند موسیقی کانتری، به دهکده ها محدود نمی گردد، بلکه نمود از قدرتی است که می
تواند بین ساکنین شهرهای بزرگ نیز اتحاد بوجود بیاورد. شاید بتوان هدف رپ را
مقابله با غم و اندوهی دانست که در جو شهرنشینی بزرگتر، شدیدتر و نمایان تر است. رپ نه
تنها با اندیشه و احساس سر و کار دارد، بلکه با کلیه افراد جامعه در هر پست و مقامی
سخن می گوید. در جایی که جرات استفاده از لغات به طور مستقیم وجود ندارد از موسیقی
رپ برای بیان کلمات استفاده می شود. اما هنگامی
که کلمات انتقادی - احیاناً زشت و ناپسند - در قالب گفتار رپ پدیدار میشوند،
برداشت شنوندگان علی الخصوص نسل جوان در هنگام گوش دادن به این موسیقی به شرایط
آنها در لحظه بستگی دارد. حالتی را
در نظر بگیرید که رئیس شرکت شما وارد اتاقتان می شود و قصد دارد شما را مورد
مواخذه قرار دهد، در این شرایط احتمالا معانی کلمات انتقادی بیشتر برایتان مصداق
دارند. در مواردی که شنوندگان، موسیقی رپ را با درجه صدای بسیار بالا گوش می دهند،
برای خود نوعی درگیری ذهنی و فرار موقت فراهم می کنند. آنها برای مدتی خود را از
مشکلات روزمره زندگی که با آنها دست و پنجه نرم می کنند رها شده می پندارند. چرا
که با گوش دادن به این موسیقی علاوه بر ایجاد شکاف میان خود و این مشکلات، حرفهای
انتقادی مورد علاقه خود را نیز به جامعه بیان می کنند. در مقابل
قسمت بیشتر کلماتی که در آهنگ های رپ استفاده می شود، بسیار ساده و بی ضرر هستند و
تنها ذهن را مشغول می کنند. برخی نیز بسیار گیرا هستند و معانی عمیقی را در ذهن
تداعی می کنند. اینگونه ترانه ها زمانی که توسط فرد یا افراد خاصی اجرا می شوند تا
مدت ها پس از شنیدن در ضمیر ناخودآگاه افراد باقی می مانند. Rapper های مختلف صداهای منحصر بفردی
دارند که برای دسته ای از شنوندگان هم خوانی با آنها بسیار لذت بخش و راضی کننده
است. بر خلاف
تصور عموم آنچه در موسیقی رپ حرف اول را می زند متن ترانه نیست! بلکه ضرب یا Beat است و متنی که خوانده
می شود در درجه دوم الویت قرار دارد. رپ نه به ملایمت و لطافت موسیقی کلاسیک است و
نه زرق و برق موسیقی پاپ یا راک را دارد. رپ فریادی از درد و احساسات واقعی از
خشونت موجود در جهان را در خود نهفته دارد. حتی در مواردی رپ را بهترین ابزار موسیقی
برای بیان درد و رنج بر شمرده اند. اشخاصی که
رپ می خوانند در حقیقت به احساسات خود جان می بخشند، البته مانند سبک های دیگر موسیقی
برای این کار تنها از عشق بهره نمی گیرند. این موسیقی در مورد زندگی و مشکلات آن
است، خصوصا مشکلات مردم آفریقایی - آمریکایی. رپ موسیقی
رنج، ستم، افسردگی و البته نوعی درمان است، برای بسیار این موسیقی می تواند جایگزین
انواع مسکن ها شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 14:59 توسط پدرام |
|
![]() استینگ که اسم اصلیش " گوردون سامر " است در سال 1951 از یک پدر شیرفروش و مادری آرایشگر در انگلیس به دنیا آمد . استینگ در کنار آرایشگری از مادرش درس پیانو کلاسیک را هم می آموخت . در واقع مادر او اولین معلم او بود . او که علاقه زیادی به موسیقی پیدا کرده بود با توجه به آموزش پیانو کلاسیک توانست بورسیه ی موسیقی دریافت کند و در مدرسه به رشته خود ادامه بدهد . اما همیشه دنبال گیتار هم بود . با این حال تاثیر تنوع موسیقی در پیانو را بیشتر دوست داشت. استینگ که درس موسیقی را تمام کرده بود ، با باتریست استوآرت کپلند و گیتاریست اندی سامرس در لندن آشنا شد و گروه معروف د پلیس را تشکیل داد . گروه پلیس را از سال 1977 تا 1983 ادامه دادند و روی شعرهایی امضا کردند که به دلیل حرفهایی که در آنها زده می شد بعضی مواقع از طرف بی بی سی ممنوع شده بود . " رکسانا " که آن دوران چندان شناخته نشده بود ، اکنون با اجرای سولوی استینگ ، به شعری ماندگار تبدیل شده است . آخرین آلبوم گروه که در سال 1983 بیرون آمد تا یک سال در صدر جدول فروش آلبوم ها قرار داشت . با تمام توجهی که به گروه پلیس شده بود نمی توان موفقیت هایی که استینگ در کارهای سولو به دست آورده بود را نادیده گرفت . برخلاف تمام خواننده هایی که از گروه جدا می شوند و نمی توانند به صورت سولو موفقیتی کسب کنند ، استینگ این کار را کرد . بعد از جدا کردن راه خودش از گروه پلیس توانست با آلبومهایش موفقیت های بزرگی را کسب کند . استینگ که دیگر از استادان بزرگ دنیای موسیقی شده بود با شعرهای کلاسیکی مانند " مرد انگلیسی در نیویورک " ، " رز صحرا " ، "این احتمالاً منم " ، " ماشین دزدیده شده " ، " شکل قلب من " و " نگران درباره تو " خود را جزء خواننده هایی قرار داد که نامی ماندگار دارند . او در این سالها با موسیقی ای کار می کند که بیشتر در مورد افکار انسانها است تا صفاتشان . مخصوصاً در آلبوم " برند نیو دی " که رابطه های" نیو اج " با " راک" را نزدیک کرد و وابستگی های بین " هیپ هاپ " و" جاز" و " کانتری " با" داب " را استنطاق نمود ، نمونه هایی خوب برای این طرز تفکر جدید استینگ هستند که وقتی با صدای متفاوتش و اتمسفری خفقان آور و مضمونی ثروتمند ، آمیخته می شوند ، انسان را به جایی دیگر می برد . وقتی که داشت در گروه " د فونیکس جازمن " می نواخت ، به خاطر اینکه بین خودش و دوستش" گردن سالومن " فرقی ایجاد شود لقب " استینگر " را گرفت ، چون هیچ فرقی با دوست نوازنده اش نداشت ، از قیافه گرفته تا لباس زرد و سیاه و بعدها این لقب را کوتاه کرد .از آن روزتا الآن است که اسم استینگ را دارد . استینگ که همینطور قدرت شنوایی خود را از دست می دهد می گوید : از دست دادن استعداد شنیدن نمی تواند مانع شعر ساختن و خواندن شود و همینطور هم هست . چرا که اکنون استینگ غیر از گیتار بیس ( که ساز اصلی اوست ) و گیتار ، پیانو ، ویلن سل ، ساکسیفون ، فلوت ، ماندولین و آرمونیکا نیز می نوازد و می گوید : برای کسانی که برایشان این مساله قابل قبول نیست می توانند از تنوع موسیقی ای که در آلبوم هایم هست متوجه شوند . استینگ قبل از اینکه خواننده گروه پلیس شود ، معلم انگلیسی و معلم فوتبال هم بود و دو دکترای افتخاری هم دارد و همچنین 16 جایزه گرمی هم از افتخارات وی می باشد که پنج تا از این جایزه ها را زمانی که در " پلیس " بود گرفتند . استینگ که در سال 1982 صدای مردم شیلی را که در مقابل یک واقعه سیاسی در کشورشان ، عصیان کرده بودند را شنید ، اکنون از آینده ، تخیلات و باران بحث می کند و هنوز هم به عنوان موزیسینی که پنجاه وهفتمین سال زندگی خود را می گذراند ، موسیقی ای درخور خود می سازد . استینگ یک ضد جنگ واقعی است .او در یکی از کارهای خود اینگونه لب به اعتراض می گشاید :هر نفسی که می کشید –هر قدمی که بر می دارید –ما شما را می پاییم (هشدار او به دولتمردان گروه 8) استینگ در کنسرت اخیر خود این کار را به زیبایی اجرا کرد . همچنین او در مصاحبه ای اینگونه گفت :ما سعی داریم صلح و شفقت رابه این دنیا بیاوریم . استینگ تا کنون چندین بارعلیه فقر جهانی و به پشتیبانی از صلح جهانی و مسایل حقوق بشر و محیط زیست کنسرت هایی را ترتیب داده است .برای مثال در روز اول ماه می سال 2007کنسرت خود را در آمریکای شمالی را برای فقر زدایی برگزار کرد .استینگ در حال حاضر مشغول نوشتن کتابی است به نام متن آهنگ. این کتاب شامل کلیه ی اشعار و گزارش های او در تمام طول دوره ی فعالیت حرفه اش است . فعالیت هایی که جملگی بشریت را فریاد زده . دو ترانه او به نامهای: "رز صحرا"(Desert Rose) و "صبحی سرشار از تولد دوباره"Brand New Day (زندگی پس از تحول و دگرگونی دوباره)، به عنوان ده ترانهء نخست از سوی تمامی کانالهای تلویزیونی آمریکا و اروپا و آسیا برگزیده شد و موسسهء عربی- آمریکایی جبران خلیل جبران نویسندهء سبک فلسفی وعرفانی، او را به عنوان موسیقیدان سال خود و میوزیشن برتر انتخاب کرد و استینگ نائل به دریافت بزرگترین جایزهء موسیقی قارهء آسیا گردید - جایزهء خلیل جبران- و جایزه اش را از جبران خلیل جبران نویسندهء بزرگ دورگهء آمریکایی-عربی تبار دریافت نمود. استینگ در موسیقیهای خود از سازهای مطلقا کلاسیک و غربی همراه با سازهای مطلقا شرقی بهره میگیرد و هردوی این سازها را همواره همزمان با هم در چِپنوتهای خود دارد (دفترچه ای که موسیقیدانان نتها و موسیقی را که قرار است در کنسرت توسط نوازندگان مختلف نواخته شود مینویسند)، طوری که تار و سه تار و سنتور، پیانو و گیتار الکترونیک و جاز را همراهی میکنند. او به دلیل علاقه اش به فرهنگ ملل و بومی هر کشور زبانهای بسیاری را علاوه بر انگلیسی و فرانسه و عربی که به آنها تسلط دارد یاد گرفت. زبانهای پرتقالی، برزیلی، اسپانیایی، سوئدی، ایتالیایی و نیز مختصری فارسی. او هم اکنون مشغول تحصیل در مقطع دکترای رشتهء موسیقی در دانشگاه فوق تخصصی نورث آمبریا در سن پنجاه و هفت سالگی می باشد. استینگ با همسرش که مبتلا به یک نوع بیماری درمان ناپذیر از نوع بیماریهای عصبی ست زندگی میکند ولی میگوید که همواره با عشق در کنار همسرش زندگی کرده و مشکلات همسرش باعث فروپاشی کانون گرم خانوادگیشان نشده است و زندگی سرشار از محبت و عشق دارد، چرا که هم او و هم همسرش به پایبندی و تعهد اخلاقی در زندگی مشترک معتقدند. او شش فرزند دارد یک پسر به نام ژوزف (کاوه) که اکنون 32 سال دارد، دختری به نام فوشیا کاترینا (لعیا)30 ساله، دختری به نام بریجیت میشلا (لیالی) 26 ساله، پسری به نام جکی (قادر) 25 ساله، دختری با نام الیوت پولینا (لیلا) 21 ساله، و پسری با نام گیکامو لوک (کوروش) 14 ساله. وی دو نام انگلیسی و ایرانی یا عربی بر روی تمام فرزندان خود گذاشته است. پسر و دختر ارشد استینگ - ژوزف و فوشیا کاترینا- راه پدر را در پیش گرفته و در زمینهء موسیقی تخصص دارند و مشغول همکاری با گروه رین فورست هستند. استینگ در عید نوروز سال 80 شمسی پیغامی برای ایرانیان سراسر جهان میفرستد و در آن چنین میگوید: من عاشق سرزمین شما هستم... افسوس که شما در آن سو و من در اینسو هستم. اگر میتوانستیم اکنون در کنار هم باشیم و یکدیگر را در آغوش کشیم، من تمامی آوازهای عاشقانه ام را به شما مردمان ایران تقدیم میکردم. در این زمان مقدس تحویل سال نوی خورشیدی آرزو میکنم میله ها چون کاغذی کهنهء کاهی پاره شوند تا من بتوانم به سوی آن سرزمین پرواز کنم. اگر چنین اتفاقی افتاد تا آخر عمر در آن سرزمین زندگی خواهم کرد و همانجا به خواب آرام مرگ فرو خواهم رفت. میخواهم که آشیانهء ابدیم نیز در آن سرزمین سبز و پر از نور و گرما باشد، در سرزمینی که موسیقی آنرا "آواز فرشتگان" میدانم. او به موسیقی ایرانی لقب - ویرجین میوزیک - داده است؛ موسیقی ای سرشار از بکر بودن، سپیدی و پاکی و روحانیت . آرزوی استینگ سالهای بعد نیز برآورده نشد و نتوانست وارد ایران شود . استینگ در یکی از کنسرتهایش ترانهء "باران" را برای ایران خواند و اشک ریخت و گفت : " برای بوییدن ایران به یکی از کشورهای مجاورِ ایران یعنی هند خواهم رفت".
آلبوم ها: ۱۹۸۵ The Dream of the Blue Turtles ۱۹۸۶ Bring On the Night ۱۹۸۷ Nothing Like the Sun ۱۹۸۸ Nada Como el Sol ۱۹۹۱ Soul Cages ۱۹۹۳ Ten Summoner's Tales ۱۹۹۴ Fields of Gold: The Best of Sting ۱۹۸۴-۱۹۹۴ ۱۹۹۶ Mercury Falling ۱۹۹۷ The Very Best of Sting & The Police ۱۹۹۹ Brand New Day ۱۹۹۹ At the Movies ۲۰۰۱ All This Time ۲۰۰۳ Sacred Love ۲۰۰۶Songs from the Labyrinth
در زیر متن و ترجمه ی آهنگ زیبای رز صحرا رو برای شما انتخاب کردم
Desert rose I dream of rain I dream of gardens in the desert sand I wake in pain I dream of love as time runs through my hand
من رویایی از باران می بینم رویایی از وجود باغ های(سرسبز) در کویر
در میان دردها بیدار می شوم وقتی که زمان از دستهایم جریان پیدا کرده و می رود ، عشق را تخیل می کنم
I dream of fire Those dreams are tied to a horse that will never tire And in the flames Her shadows play in the shape of a man's desire
رویای اتش می بینم
ان رویاها به اسبی گره خورده اند که می تازد و هیچ گاه خسته نمی شود
و در شعله های آتش سایه های او ، به صورتی که یک مرد می خواهد ، بازی می کنند
This desert rose Each of her veils, a secret promise This desert flower No sweet perfume ever tortured me more than this
این رز کویری
هر کدام از گلبرگ هایش رازی از یک قسم پنهان است این گل صحرایی هیچ بوی گلی از این بیشتر من را شکنجه نکرده بود
And as she turns This way she moves in the logic of all my dreams This fire burns I realize that nothing's as it seems
و وقتی او می چرخد
اینگونه در منطق رویایم حرکت می نماید
و من با این اتشی که در حال سوختن است می فهم هیچ چیز انگونه که به نظر می رسد نیست
I dream of rain I dream of gardens in the desert sand I wake in pain I dream of love as time runs through my hand
من رویایی از باران می بینم رویایی از وجود باغ های(سرسبز) در کویر
در میان دردها بیدار می شوم وقتی که زمان از دستهایم جریان پیدا کرده و می رود ، عشق را تخیل می کنم
I dream of rain I lift my gaze to empty skies above I close my eyes, this rare perfume Is the sweet intoxication of her love
من رویای باران می بینم
و چشمان خیره ام را از روی اسمان خالی بالای سرم برمی دارم
چشمانم را می بندم و این عطر کمیاب را حس می کنم
ایا این مستی زیبا و شیرین از عشق اوست؟
I dream of rain I dream of gardens in the desert sand I wake in pain I dream of love as time runs through my hand
من رویایی از باران می بینم رویایی از وجود باغ های(سرسبز) در کویر
در میان دردها بیدار می شوم وقتی که زمان از دستهایم جریان پیدا کرده و می رود ، عشق را تخیل می کنم
Sweet desert rose Each of her veils, a secret promise This desert flower No sweet perfume ever tortured me more than this
رز خوشبوی کویر هر کدام از گلبرگ هایش رازی از یک قسم پنهان است این گل صحرایی هیچ بوی گلی از این بیشتر من را شکنجه نکرده بود
Sweet desert rose This memory of Eden haunts us all This desert flower, this rare perfume Is the sweet intoxication of the fal
رز خوشبوی کویر
خاطره ای از بهشت هست که هممان را به هم پیوند می دهد
این گل کویر این عطر کمیاب
ایا اینها همه نشانه ای از مستی عشق است؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 0:40 توسط پدرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آخرین اخبار رئال مادرید آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 شهریور 1387 تیر 1387 |
| پیوندها |
|
جدیدترین و بهترین ها تقدیم به تو که بهترینی فول آلبوم تمام آهنگ های ایرانی |
|
RSS
|